سفارش تبلیغ
صبا
همه جباران در طول تاریخ همیشه نظر درست را نظر خودشان میدانند 

 آیت الله محمود امجد:

 

 

همه جباران در طول تاریخ همیشه نظر درست را نظر خودشان می‌دانند

 

آیت الله محمود امجد 

 

 

  • دروغگو حافظه ندارد کسانی که نگران آبرو و حیثیت اجتماعی خویش هستند هرگز گرد دروغ نمی گردند خدا دروغگو را رسوا می سازد اگر انسان در آثار و پیامدهای زشتی که دروغ دارد بیندیشد هرگز دروغ نمی گوید.بالاخره بی آبرو می گردد.

  

  • استاد باید تنها در مسائلی که وارد است، اظهارنظر کند و در دیگر مسائل که در آنها وارد نیست، هیچ اظهارنظری نکند؛ مثلاً اگر عرفان نخوانده یا در عرفان به طور کامل وارد نیست، نباید از عرفان حرف بزند. البته استاد جامع هم پیدا نمی‏شود که در همه زمینه‏ها استاد باشد. استاد اخلاق هم کسی است که دروغ نگوید؛ تهمت نزند؛ غیبت نکند؛ به کسی بی احترامی نکند؛ سخن لغو نگوید و در واقع، به طور عملی، اخلاق را آموزش دهد.

 

 

  • همه ستمکاران جباران در طول تاریخ چنین بوده و هست که همیشه نظر درست را نظر خودشان می‌دانندو به احدی اجازه اظهار نظر در برابر رأی خود نمی‌دهند. انگار آنها عقل کل هستند و دیگران مطلقاً عقل دانشی ندارند و این نهایت جهل و حماقت است.

 

 

  • آقای طلبه وضو می گیری که دیگری وضو یاد بگیرد این وضوی شما باطل است حرفهای دروغ که نمی تونی بگی من و توی طلبه با ائمه معصوم تفاوت داریم حالا یک آدم گنهکار و معصیت کار می بینی خیال می کنی از او بهتری؟ این آدم ممکنه پیش خدا عزیز باشد و دگرگون شود چند چیز را گفتند مخفیه یکی اولیای خداست ، لذا هیچکس را نباید با نظر حقارت نگاه کرد.

 

 

  • نباید موضوع تقوی را با وسواس! اشتباه کرد. وسواس نوعی بی تقوایی است. نباید مسائل شرعی را به گونه ای مطرح کرد که مردم به وسواس بیفتند. دین اسلام دین سمحه سهله است. اسلام دین تعبد است. اصول دین تعقلی است اما احکام تعبدی است! نباید در این موارد اینقدر سخت گرفت. انسان وسواسی اگر راست می گوید باید جلوی زبانش را بگیرد. تهمت می زند، دروغ می گوید، ... اما صد مرتبه خود را آب می کشد! مردم آزاری نکن. تقوی یعنی خدا داری!

 

  • پرهیز به معنی کناره گیری یا انزوا نیست. پرهیز در متن اجتماع و در حین انجام عمل اتفاق می افتد. باید وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! باید از این آتش ترسید و مال یتیم را نخورد! اتقو یوما، اتقوا ... یعنی پروا کنید نه اینکه انزوا کنید. اسلام دین اجتماعی است. وظیفه انسان این است که خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظایف افراد هم با هم فرق می کند. یکی ممکن است ذخیره باشد. در تاریکی نشسته اما روشنایی را می بیند. منتظر انجام وظیفه است. در موقع خودش وارد می شود و وظیفه اش را انجام می دهد! معمولا هم نقطه عطفی را به وجود می آورد! با یک حرکت یک مملکت را نجات می دهد. هر کس حد خودش را نگهدارد بهترین خدمت را به جامعه کرده است. برای ما ورود به جامعه و تحمل سختی ها و شنیدن ناسزاها و ... باعث خودسازی می شود. تقوی یعنی حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نیز بسیار مهم است. نباید در موقعیتی وارد شد که از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظیم و تجربه خوبی بود اما متاسفانه خودسازی کم بود. افرادی ممکن است گاهی با دست بوسی سوار شوند! ما به امثال مدرس نیاز داریم. خدا رحمت کند او را

 

 

  • ما خیلی پرتیم! از مسیر اصلی خیلی دور افتاده ایم! وقتی قدرت به ما رو می آورد از این رو به آن رو می شویم و همه چیز را زیر پا می گذاریم. پناه بر خدا. خدا رحمت کند علامه جعفری را! ایشان در کنکره آیت الله بهاءالدینی فرمودند که دو سال است این دعا مرا رها نمی کند: «خدایا هرچه به من می دهی اول ظرفیت آن را بده». یک دوچرخه به ما می دهند خودمان را گم می کنیم ... اگر ظرفیت داشته باشیم هرچه به ما بدهند یا از ما بگیرند اصلا برایمان فرقی نمی کند. قدرت بسیار خطرناک است و خدا نکند که کسی بدون ظرفیت به قدرت برسد. حب ریاست از همه چیز خطرناک تر است. وقتی حب ریاست به دل کسی افتاد مانند گرگی است که به جان گله افتاده است و حاضر است برای حفظ آن هرکاری را انجام دهد و همه اطرافیانش را به هر طریقی بکوبد. اینها لازمه قدرت است مگر اینکه از مکتب علی(ع) درس بگیریم که حکومت بر مردم برای او از یک کفش کهنه بی ارزش تر بود! او حاضر نبود به خاطر بدست آوردن حکومت یک دروغ بگوید! و حال آنکه اگر به حکومت می رسید آلان بشر اینهمه گرفتاری را نداشت. در مکتب علی دروغ جایز نیست. خدایا حب دنیا را از دل بیرون ببر و دل ما را پر از حب خودت و اولیاءت قرار بده. هرچی بدی است از ما رفع و دفع بگردان و هرچه خوبی است به ما عنایت کن.

 

  • مکتب حضرت امیر (ع) کناره گیری از حکومت را بر دروغ گفتن برای رسیدن به حکومت ترجیح می دهد. شاید می شد یک دروغ را توجیه کرد اما دیگر از هدایت خبری نبود! حکومتی که با دروغ برسرکار بیاد باید با شمشیر حفظ شود و جز اجبار و زور چیزی از آن عاید انسانها نمی شود! ...

 

  • ز بس که پرده عصیان گرفته چشم مرا/ تو در کنار منی من تو را نمی بینم .امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) الان از نظر فیزیکی یا کربلاست یا نجف یا مشهد و یا مدینه . امروزه خیلی ها دکان باز کرده اند و می گویند مثلا در مکه با امام زمان فالوده و بستنی خورده ایم . اینها دروغ است . مگر می شود هر کسی با سرّ الله آشنا شود . خود پیغمبر خدا در بین مردم بود ، ابولهب و ابوجهل او را می دیدند . امیر المومنین « علیه السلام » را ابن ملجم هم می دید . امام حسین « علیه السلام » را شمر هم می دید . اما خداوند یکی را سرّ الله قرار داده است و مخفی کرده است . آنوقت من بیایم و به راحتی با اسرار آشنا شوم . ما الان ظرفیت نداریم . رهبر اینجا بیاید شلوغ می کنیم. خود امام زمان فرمودند : دوست من باشید ، من خودم سراغ شما می آیم.سید پینه دوزی بود که همه علمای تهران قبولش داشتند . حضرت روزی خارج از نوبت به او فرمودند این کفش را بدوز . سید پینه دوز به ایشان گفت : نوبت این آقاست حضرت دوباره فرمود . سید باز هم گفت نوبت دیگری است . حضرت باز هم تکرار کرد و سید بلند شد و حضرت را بغل کرد و گفت : آقا اگر یک دفعه دیگر حرف بزنید به همه می گویم آن آقایی که دنبالش می گردید اینجاست . بعد حضرت خندید و گفت بارک الله . حضرت انجام وظیفه می خواهد و آنها از ما فقط صداقت و وظیفه می خواهند . امام داشتند او را امتحان می کردند .

 

  • ملاک حق است. امام زمان(عج) این طرف و آن طرف نیست، پیش شماست، اگر به واجبات و محرمات عمل کنید امام زمان می آید پیش شما. این طرف و آن طرف را نگردید،خبری نیست. کسانی که دروغی می‌گویند ما امام زمان را دیده‌ایم بدانید دروغ می‌گویند، کسی که امام زمان را دیده است نمی‌آید توی کوچه و خیابان اعلام کند، چرا؟ چون پیغمبر تو بازار و کوچه می‌گشت، مردم می‌دیدنش. امام حسن و امام حسین و حضرت علی(ع) هم همینطور. امام زمان سرالله است، خدا سر را نگه داشت، بعد بعضی افراد هی می‌آیند می‌گویند: ما با امام زمان که سر خدا است فالوده خوردیم و دوچرخه سواری کردیم. همه بگوئید بسم‌الله الرحمن الرحیم......

 

 

 

  • دروغ می گوید کسی که می گوید رجاء دارم و هیچ حرکتی نمی کند.

 

  • چرا توجه نداریم که همه وجودمان نیاز است. حیف نیست تا بگویی الله می گوید لبیک! خوب چه می خواهی؟! بگو! اما دروغ نگو. گاهی نمی دانیم و دروغ می گوییم. ضمنا خیال نکنیم آنچه به صورت جزئی ما می خواهیم خوب و عین مصلحت ماست. سلسله خواستها در طول هم شکل می گیرد و ما از این زنجیره بی خبریم. وقتی خبر دار شویم ممکن است دیگر آن را نخواهیم. ما غالبا علم به خیر بودن آنچه می خواهیم نداریم. و لذا باید توجه کنیم آنچه او می دهد عین مصلحت است. از اینکه چیزهایی خواستیم و نداد نباید دست از دعا بر داریم. انسان نباید هیچگاه دست از دعا بردارد. دادن یا ندادن فرقی نمی کند. تو دائما بخواه! چیزهایی در این خواست هست! ما در این خواست می فهمیم که خدا مصلحت ما را بهتر می داند و این بسیار ارزشمند است.

 


نوشته شده توسط جانشین دسته در یکشنبه 88/10/20 و ساعت 7:42 صبح
نظرات دیگران()

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
ساخت بازیهای ضد شیعَه باحمایت مستقیم وهابیت و صهیونیزم!!!
روایتی جالب از شهدا (ضرر نمی کنین)
اهانت بقران
یک روز یک مرد انگلیسی از یک شیخ مسلمان پرسید: «چرا در اسلام زنان
من نه از رد شدن جمعه ها می ترسم، نه از طولانی شدن زمان که ظهورتا
حجاب یک مفهوم عام و عالی است که پوشش نیز جزیی از آن است.
معنی عشق چیست؟
تنها نامحرم!
حجابـــ مانند اولین خاکریز جبهہ استـــ
کاش نامی از تو در دنیا نبود ... مرگ بر نیرنگت ای آل سعود!
نجات از شبهه و شهوت
[عناوین آرشیوشده]
طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ
بالا